ParallelImage
درس همدلی...

درس همدلی...

زهرا عاملی هستم "آشنايى با تعالى، همون معجزه اى بود كه در اين برهه از زندگيم بهش احتياج داشتم." اين كلمات، عين كلماتى است كه درست چند وقت پيش، براى دوست عزيزى كه من رو به تعالى يا بهتره بگم تعالى رو به من معرفى كرد، به عنوان تشكر و قدردانى فرستادم. از تابستان ٩٩ تا به حال، توفيق شركت در سه دوره از كلاسهاى تعالى رو داشتم. سخته برام كه تمام زيبايى هاى نابى كه در اين مدت تجربه كردم رو اينجا به قلم بيارم... عطر خوش بهشت را چطور ميتوان توصيف كرد؟!؟ كلمات از بيان قاصرند... تعالى به من بيشتر از هر چيز ديگه اى درس همدلى داد... درسِ ديدن! ديدنِ دل خودم و انسانهاى ديگه... و اين بينشِ همدلانه به لطف باز كردن گره كورهاى قديمى، سر در اوردن از خشم ها و كينه هاى كهنه دلم؛ اين بينشِ همدلانه، به لطف بخشش خودم و آدمهاى زندگيم و به لطفِ در لحظه "اكنون" زندگى كردن، ميسّر شد؛ كه همگى اينها از ثمرات ارزشمند و وصف ناپذير شركت در جلسات و انجام تمرينات تعالى بوده اند.

خوب شدن حال دل...

خوب شدن حال دل...

سمیه بخشی هستم. به نظرمن دوره ي تعالي جدا از اينكه باعث ميشه وقت براي خودت بذاري و خودت رو بيشتر بشناسي و تو اين شلوغي روزگار كه خيلي چيزها گم شده و سر جاش نيست بخواي كه خودت رو پيدا كني و به خودت بگي كه مي خواي واسه خودت باشي و وقت بذاري برات شرايطي فراهم ميكنه تا با اشخاصي در سراسر كره ي خاكي اشنا بشي كه اون ها هم مي خوان كه باشن و مي خوان حال دلشون خوب باشه و ميدونن كه اين حال فقط با يكدل بودن و براي هم بودن به وجود مياد و مثل خودت برات دل ميسوزونن و كنارت هستن و ميشن برات بهترين دوست كائناتي. و اين خيلي قشنگه و با ارزش تو اين روزگارو انرژي خوب رو از تمام جهان دريافت ميكني.

اندیشه و آگاهی...

اندیشه و آگاهی...

مجتبی دهقان هستم همه چيز كاملا اتفاقي به وقوع پيوست البته سه ماه پيش فك ميكردم كاملا اتفاقي اما الان ميدونم كه من به اين دوره فراخوانده شدم.همونطوري كه وقتي كسي به خاطر انجام ندادن تمرينات از دوره حذف مي شد و مي گفتند به وقتش برميگرده من هم انگار به وقتش اومدم. من آدم x2 هستيم،دوست دارم همه چيز سريع گفته بشه و به پايان برسه حال و حوصله آهسته حركت كردن رو ندارم اين رو ميشه توي راه رفتنم به وضوح ميشه ديد.هفته هاي اول دقيقا نميدونستم من دنبال چي هستم و دوره داره به كجا ميره... اما از اين آهستگيه يكم آزرده خاطر بودم... اما آدم صبوري هستم در حالت كلي و منتظر بودم تا ببينم چه اتفاقي برام پيش مياد. شايد اين يكي از گرانبهاترين تجارب زندگي من بود فكر كردن به خود... شايد اهداف زيادي داشته باشم در همين كلمه خود كه ٥ درصد بيشتر محقق نشده اما واقعا الان وقتي فكري توي ذهنم هست،كلامي از دهانم خارج ميشه، صداي كه ميشنوم، چيزي كه ميخورم، نگاهي كه به اطرافم دارم و تمام چيزي كه حس ميكنم پر از انديشه و آگاهيه. من به هر چيز در خودم فكر ميكنم و شايد تمام اين احساس ها باعث شده كه خودم رو بيشتر دوست داشته باشم. واقعا ديروز از خودم بودن لذت بردم و شاكر خداوند بودم. به غير از وجود خانم قبادي واقعا از چند چيز در اين لذت بردم و من رو به حركت انداخت كه تو دوره بعد هم باشم خوندن ١٠ صفحه كتاب و مهم تر نوشتن تجربه انجام باقي تكاليف روزانه كه البته اين دو مورد شايد بعضي روزها يكم اذيت كننده باشه اما مطمئنا حالا كه به پايان دوره رسيديم اهميت انجامش رو فكر ميكنم ميفهمم. و وجود پايشگرها ... سعي كردم خيلي كوتاه بگم اما با تمام وجود خوشحالم از حضورم در تعالي. بعضي حس رو واقعا نميشه با حس هاي پنج گانه دريافت و بيانش كرد.

درنگی در روزمرگی ها ....

درنگی در روزمرگی ها ....

مینا ابراهیمی هستم تجربه من از شرکت در تعالی: مدت هابود حس میکردم سرعت زندگی به قدری بالا رفته که یه سری از ابعاد مهم زندگیم لابه لای دغدغه های روزمره فراموش میشه.. یکی از اون ابعاد اصلی رشد شخصی بود که بین بدوبدوهای زندگی و شغل و روابط اجتماعی گم شده بود و من همیشه خلا اون رو حس میکردم تعالی به زندگی من وارد شد و مثل یه ریسمان محکم، رشته خودشناسی و رشد شخصی رو به روزهام و لحظه هام گره زد.. یه موقع هایی وسط اوج کار مجبورم کرد مکث کنم، برم توی کنج خلوت و فکر کنم و بنویسم و تمرین کنم و بخونم اتصال من به خودم بزرگترین موهبت حضور در این گروه دوست داشتنی بوده.

تجربه مریم ...

تجربه مریم ...

مریم رمضانی هستم. خب من الان دقیقا دوره ی سومی هست که با تعالی همراه هستم و واقعا تاثیرش را نه تنها توی زندگیم بلکه در تمام رفتار هام حس میکنم تعالی باعث شد که بفهمم کی هستم و از اون آدم منزوی و بداخلاق و عصبی دربیام یه جورایی میتونم بگم که تعالی باعث شد که من از نظر فکر رشد کنم و بزرگ بشم . و اینم اضافه کنم که من اوایل ورودم به تعالی همش غر میزدم به جون تعالی ولی بعدا فهمیدم که چه اشتباه بزرگی کردم

بودن در لحظه...

بودن در لحظه...

نگین مرتضوی هستم. شرکت در دوره های تعالی یکی از زیباترین و پر برکت ترین تجربه های زندگیم بود. درست زمانی که در وجودم “خود” را صدا زدم، تعالی نیز صدایم زد. نور آگاهی و بودن در لحظه را بر مسیر تاباند و راه شناخت را برایم روشن کرد. بهم نشان داد که بخشش، کلید گشایش دل هست، جایگاهی فراتر از افکار و احساس. شکرگزار بودن لحظه به لحظه را درونم به شوق کشید و دوست داشتن ”خود” را قشنگ ترین عنصر رشد نامید. ‎تعالی به من تجربه ی پر شور ”خدمت” کردن را هدیه داد، لحظاتی که سیمرغ بلندپرواز عشق، همدلی را به تمامیت خود نمایان میکن

عشق و خلوص

عشق و خلوص

میترا هستم، می خوام از تجربه ام در سمینار فراتاک‌بگم اولش یکم گنگ بودم ولی ذوق و شوق زیادی وجود داشت برام‌. وقتی کار شروع شد معنی تیم ، عشق ، خالص بودن و فهمیدم . چقدر این تیم خالصانه برای اینکه عشق رو بین دیگران قسمت کنن ایستادن و خم به ابرو نیاوردن. خداروشکر که تونستم عضو خیلی کوچیکی از این تیم باشم و تجربه نابی داشته باشم.

بهار پختگی ...

بهار پختگی ...

آشنایی من با گروه تعالی از طریق یک دوست قدیمی انجام گرفت. در آستانه سارا هستم،دومین چله از زندگی ام، در بهار پختگی، فرصت بسیار مناسبی پیدا کردم تا از منظری نه فقط جدید بلکه حیرت آور به زندگی نگاه کنم. همه اینها را مدیون تعالی هستم. ممنونم

مسئولیت پذیری...

مسئولیت پذیری...

سمانه هستم. حضور در دوره های تعالی فرصتی برایم فراهم کرد که بتوانم خودم را بیش تر بشناسم و در مسیر آگاهی و رشد محکم تر قدم بردارم. این دوره کمک شایانی کرد که بتوانم با وجود تمام مشکلات و موانع در مسیر دست یابی به هدف و موفقیت مثبت اندیش باشم و برای رسیدن به هدف نهایی خود تلاش مضاعف نمایم . مسئولیت پذیری به طرز عمیق تری در وجودم شکل گرفت و از همه مهم تر از نظر من اشنایی و ارتباط با دوستان بیشتر و هم فکری و یاری رساندن به یکدیگر. در مجموع از دیدگاه من همه ی انسان ها باید در مسیر رشد و آگاهی خود قدمی برداشته و از درون خود آگاه شوندتا بتوانند ارتباط درست و موثرتری راتجربه کنند. چون زندگی چیزی جز رسیدن به آگاهی و رشد ‌و لذت بردن از آن نیست.باشد روزی که همه در این مسیر حرکت کنند و به ارزش درونی خود دست یابند.

بهار پختگی ...

بهار پختگی ...

آشنایی من با گروه تعالی از طریق یک دوست قدیمی انجام گرفت. در آستانه سارا هستم،دومین چله از زندگی ام، در بهار پختگی، فرصت بسیار مناسبی پیدا کردم تا از منظری نه فقط جدید بلکه حیرت آور به زندگی نگاه کنم. همه اینها را مدیون تعالی هستم. ممنونم

تجربه ماهرخ

تجربه ماهرخ

ماهرخ تجربه کلی من در تعالی خودشناسی و بزرگ شدن و آشنایی با خودم و آشتی با کودک درون بود. یاد گرفتم که باید به کودک درونم هم احترام بگذارم و نباید نادیده گرفته بشه و در لحظه هاییم خوب زندگی کنم

در زمان حال...

در زمان حال...

ایزابل هستم . الان که در موردش فکر میکنم این مدته تعییرهای زیادی کردم، بییشتر از قبل به خودم توجه میکنم و فکرش هستم. خیلی میبینم که خودم چی میخوام. یه درس خوب دیگه ایی هم که گرفتم، در زمان حال بودنم هست که سعی میکنم تو مواقع مختلف نسبت بهش هوشیار باشم. کتابهایی رو هم که خوندم سعی میکنم نکته هاش رو تو زندگیم رعایت کنم. مخصوصا این کتاب آخر. تجربه تمرینها رو هم که تو گروه گذاشتیم. سعی میکنم که قصدم رو هم فراموش نکنم و در لحظات نسبت بهش اگاه باشم و انجامش بدهم. در مجموع میتونم بگم برای من حرکتی مثبت و رو به جلو بود و دوره ایی مفید و آموزنده. شاید ۱۰۰ درصد نه ولی ۸۰ درصد بودا

تجربه مهسا

تجربه مهسا

مهسا هستم و چند سالي هست كه عضو تعالي شدم و افتخار داشتم در تعدادي از پروژه هاي تعالي حضور داشته باشم. دستاوردهاي من بعد از حضور در اين پروژه ها (مسؤليت اجتماعي) رشد، آگاهي و احساس رضايت، مفيد بودن، همدلي، عشق، شور و شوق بوده، از انجام كار خير حس خوبي مي گيرم و اين حس و حال به من انرژي ميده. دنيامون قشنگ تر ميشه اگر هر كسي در حد توان خودش، آرزويي هر چند كوچيك رو براورده كنه و يا گره از مشكلي باز كنه. حتما همه ما اطرافمون نيازمندهايي رو مي شناسيم كه اگر كاري از دستمون برمياد براشون انجام بديم و لبخند رو لبشون بياريم. من معتقدم خير و بركت اين مهر و محبت و خدمت خالصانه در زندگيمون جاري ميشه. بني آدم اعضاي يكديگرند/ كه در آفرينش ز يك گوهرند چو عضوي به درد آورد روزگار/ دگر عضوها را نماند قرار تو كز محنت ديگران بي غمي/ شايد كه نامت نهند آدمي

تجربه سمانه

تجربه سمانه

سمانه امانی هستم ، در سه دوره از مفاهیم تعالی به صورت مجازی حضور داشتم. تجربه ای که در حین گذراندن این دوره ها و‌انجام تمریناتش کسب کردم، فوق العاده لذت بخش ، جذاب و از همه مهم تر کاربردی بود... خودم رو بهترشناختم ، حضورم برام پر رنگ تر شده و درک و لذت بردن از اکنون برام شیرین تر... تمرینات‌ دوره ها باعث شد بتونم بر ترس هام غلبه کنم، از منطقه امنم خارج شم، حس بهتری رو تجربه کنم ... و از همه لذت بخش تر اینکه از نزدیکانت میشنوی که چقدر تغییرکردی و حال و هوای بهتری رو کنارت سپری میکنن و چی از این بهتر...

در زمان حال...

در زمان حال...

ایزابل هستم . الان که در موردش فکر میکنم این مدته تعییرهای زیادی کردم، بییشتر از قبل به خودم توجه میکنم و فکرش هستم. خیلی میبینم که خودم چی میخوام. یه درس خوب دیگه ایی هم که گرفتم، در زمان حال بودنم هست که سعی میکنم تو مواقع مختلف نسبت بهش هوشیار باشم. کتابهایی رو هم که خوندم سعی میکنم نکته هاش رو تو زندگیم رعایت کنم. مخصوصا این کتاب آخر. تجربه تمرینها رو هم که تو گروه گذاشتیم. سعی میکنم که قصدم رو هم فراموش نکنم و در لحظات نسبت بهش اگاه باشم و انجامش بدهم. در مجموع میتونم بگم برای من حرکتی مثبت و رو به جلو بود و دوره ایی مفید و آموزنده. شاید ۱۰۰ درصد نه ولی ۸۰ درصد بودا

شروع زندگی ...

شروع زندگی ...

آزاده حسيني هستم تاريخ تولد: ٢٥ مرداد ١٣٦١، شهريور ماه سال ١٣٨٤ اومدم تعالی ١٣ سال پيش تازه از دانشگاه فارغ التحصيل شده بودم كه دلم مي خواست وارد اجتماع بشم و با اعتماد به نفس وارد دنياي بزرگها بشم، اما هنوز خودم رو كوچك و بي اعتماد به نفس مي ديدم و توي جمع ها احساس تنهایی داشتم. روزي كه دوستم تعالي رو بهم معرفي كرد، خواستم يه دوره رو تجربه كنم. سه ماه كه گذشت و فاز ١ رو گذروندم گفتم خوب ديگه انگار همه چيز رو فهميدم و خواستم از تعالي برم، ولی بهم گفتن كه تازه شروع شده، پيش خودم گفتم همه مطالب رو كه ياد گرفتم پس ديگه واسه چي بايد ادامه بدم، ترم بعدي كه ادامه دادم تازه فهميدم زندگي كردن و تمرین عملی اين آموخته ها دنياي ديگه ای هست. تجربه اش توي پروژه های اجتماعی و تجربه كردن مفهوم مسولیت پذیری و نیت، زندگيم رو تغيير داد. چشم باز كردم ديدم كه آزاده اي كه توي جمع دوستاش ديده نمي شد چقدر اعتبار و اعتماد به نفس پيدا كرده، می تونه به همراه سایر اعضاء، پروژه های بزرگ وتاثیر گذاری برای اجتماع برگزار کنه. از اون موفع سال ها ميگذره و هنوز هم آموزش گرفتن،خدمت کردن و رشد توي تعالي برام ارزشمنده. تاريخ ثبت تجربه : ٢٦ بهمن ١٣٩٧

شناخت بهتر خود...

شناخت بهتر خود...

سینا فخری، متولد ۱۳۵۵ هستم. ۸ سال هست که با موسسه تعالی آشنا شدم و امروز ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۸ هست. روزی که به تعالی دعوت شدم فکر می کردم چند تا دوست به دوستای قدیمی ام اضافه می شه، شایدم جذب اون محیط نشم و به یه سلام علیک و خداحافظی ختم بشه. در اولین دوره خودآگاهی برد‌اشتم این بود که “من که خوبم، این حرفها و نکته ها در مورد دیگران صدق می کنه” بعد از دو سه فاز که یخم وا رفت تازه فهمیدم چقدر گیر توی زندگیم هست که دست پرورده خودم هستند. توی چند تا پروژه خدمات اجتماعی که شرکت کردم هم خودم رو بهتر شناختم هم دیگران رو. تا به خودم بجنبم دیدم تعالی شده محل امن زندگیم، اعضا تعالی شدند نزدیکترین و صمیمی ترین دوستانم و استادم هم یکی از عاشق ترین و پر دغدغه ترین پرورش دهنده های دنیاست. تعالی یه مکان نیست؛ یه مفهومه از جنس عشق و آگاهی و پویایی و رشد که در همه زمان ها و مکان ها جاری هست. جاییه که با خودت مواجه میشی و میتونی برای خودت قدمی بر‌داری، در اینصورت برای اجتماعت هم قدمی برداشتی. هر لحظه که انتخاب کنی تعالی وجودت رو زندگی کنی میتونی نتیجه ای متفاوت خلق کنی. خوشحالم که با تعالی آشنا شدم، ممنونم از دوست عزیزی که منو به این فضای با اصالت دعوت کرد و سپاسگزارم از استاد ارجمندی که مفاهیم ارزشمند زندگی رو به من آموخت.

Image

افسانه السادات موسوی هستم. متولد خرداد ١٣٦٥ هستم، ٣٢ سالم هست. از شهريور سال ١٣٨٥ وارد تعالي شدم،وقتی که ۲۰ سالم بود و از نظر شغلی ، از نظر توانایی ، درسی و ...شروع راه زندگی ام بود.دیگه توی سنی بودم که بهتر بود تکلیفم با خواسته هام روشن بشه . از طریق کاملیا اسعدی دوست دوران کودکی ام با تعالی اشنا شدم. تعالی برای من یه هدیه بود و هست. تعالی به من یاد داد که توانایی ها و استعداد های افسانه رو بشناسم و حاضر بشم که زندگی ام رو بسازم. توی تیم کار کردن رو یادگرفتم و به اجتماع ، کودکان ، دختران نوجوان و زنانی همچون افسانه خدمت کنم. تا اونها هم حاضر به ساختن زندگی هاشون باشن. تعالی برای من نماد آگاهی٬عشق و آباد کردن است و فرصتي براي خدمت و خير كردن به خود و ديگران. سپاس از خداوند متعال كه فرصت تجربه تعالي و خدمت را به من داده

Loading